احساس عجیبی دارم. شاهزاده کوچولوی من ، ارمیتا جونم تو اتاق خوابیده و من که برای ترجمه بیدار موندم به ایمیل ام سر زدم و متوجه شدم رومیسای عزیزم، شاگرد کلاس E5، وبلاگ خوشگلی برام درست کرده. این پست اول از طرف خودم و ارمیتا به رومیسا تقدیم می کنیم. امیدوارم بتونم مطالب خوبی در مورد دخترم بنویسم تا هر زمان که بزرگ شد خودش مدیریت وبلاگ اش رو به عهده بگیره.
ارمیتا یک سال و چهار ماه پیش، 23 مهر 1391 وارد زندگی من شد. این مدت زندگی جز زیبایی وصف دیگری برام نداشت. تمام زحمات ش رو به جون می خرم و ارزو می کنم این الاله ی لطیفم تو کره ای که قدم گذاشته و براش پر از شگفتیه، حرفی برای گفتن داشته باشه.
شاهزاده کوچولو...
ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 13
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1395 ساعت: 11:03