امروز یه روز تابستونی و البته اواخر ماه رمضونه سال 94. حمید رفته امتحان مربی گری برای کرمان موتور بده و اگر خدا بخواهد در اونجا علاوه بر کار خودش شروع به کار کنه. من در حال ترجمه و ارمیتا و بابا مامان رفتن خونه ی خاله خدیجه. محمدرضا اراک و لیلا سر کار. مادر شوهرم اینا فردا افطاری دارن. این شرحی از حال و هوای این روزامون. همه چی ارومه و انشالاه که همیشه همین طور باشه. شاهزاده کوچولو...
ما را در سایت شاهزاده کوچولو دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 21
تاريخ: دوشنبه
2 اسفند
1395 ساعت: 11:03